كتبها ميركرويى في 06:55 مساءً :: لا يوجد تعليق
كتبها ميركرويى في 06:55 مساءً :: لا يوجد تعليق
”
كتبها rashidkarim في 15/02/2008 - 10:40 مساءاً
--------بر داشت از وبلاك عزيزان --------




المزيد ...
كتبها ميركرويى في 03:53 مساءً :: لا يوجد تعليق
كتبها ميركرويى في 10:40 مساءً :: لا يوجد تعليق
کرویه تا ابدجاوید باشـــــی همیشه چون بهار و عید باشی
بود چون کیمیا هرزره خاکت درخشان چون مه و خورشید باشـی
-------
کرو هرگز ندیدم من نظیرش صفا و لطف مردان دلیـــــرش
گذر کن تنگ قلم یاچور هونار ببین آب و هوای دل پـــذیرش
---------
چه گویم از بهار دشت گــزدان گل و لاله بود آنجا فـــــــراوان
نسیم دلگشای آن در ودشت بجسم مرده از نو می دهدجان
---------
کرویی ها جوان مرد و غــیورند سخاوتمند و دانا و صبورند
به هر کاری عدالت پیشه دارند همیشه بر علیه ظلم و زورند
كتبها ميركرويى في 02:41 مساءً :: لا يوجد تعليق
كتبها ميركرويى في 10:05 مساءً :: لا يوجد تعليق
كتبها ميركرويى في 09:50 مساءً :: لا يوجد تعليق
كتبها ميركرويى في 04:47 صباحاً :: لا يوجد تعليق
دلبر من من وفادارم هنوز
كر جه عمرىزان زمانه مى كذرد
اما بياد دارم هنوز
أب دستت
بوى عطرت
بوسه هاى دزدكى
من عاشق أنم هنوز
ديكران با يار خويش در خواب ناز
اين منم از لطف تو تنها هنوز
كتبها ميركرويى في 07:17 صباحاً :: لا يوجد تعليق
دبى شهر زيبائيست با مردمى مهربان و حكومتى رشيد از ايام شيخ راشد يدر كرفته تا محمد يسر همه با رعيت خود رفتارى قابل ستايش داشته و بياد دارم 35 سال ييش كه بدبى امدم شيخ راشد بانى دبى دست بكارهايى مى زد كه براى ان زمان غير قابل تصور بود اما امروز هستند كسانى كه از دور انديشى او به نيكى ياد مى كنند شيخ راشد در دهه هفتاد ميلادى دستور ساخت 2 بندر كاه در دبى را داد كه در ان زمان سخن از ولخرجى بود اما امروز با كذشت زمان معروفترين بندر كاه خاورميانه شده اند
و اينك يسر او شيخ محمد حاكم فعلى راه يدر را دنبال مى كند و من كه در طى اقامتم در دبى شاهد ييشرفت سريع دبى بوده ام به كسانى كه بنحوى در اباد سازى دبى دستى داشته اند درود مى فرستم و....
كتبها ميركرويى في 12:15 صباحاً :: 7 تعليقات
شاعر معروف و خوش سخن كروئيه در مدح و تمجيد از زادكاه خود مىكويد..
كرويه تاابد جاويد باشى هميشه جون بهاروعيد باشى
بود جون كيمياء هر ذره خاكت درخشان جون مه وخورشيد باشى
كروئيهاجوان مرد وغيورند سخواوتمند وداناوصبورند
به هر كارىعدالت بيشه دارند هميشه بر عليه ظلم و زورند
كروهركزنديدم من نظيرش صفا و لطف مردان دليرش
كذركن تنك قلم يا جور هونار ببين أب و هواىدلبذيرش
جه كويم از بهاردشت كزدان كل ولأله بود هرجافراوان
نسيم دلكشاى أن درودشت به جسم مرده از نو مىدهدجان
نوشته فوق نشانكر محبتى است كه شاعر به وطن خود داردوطنى كه در نظر شاعربهشت مانند است ومن ضمن تشكر از شاعر وطن دوست أرزو دارم ديكران هر يك بنوبه خودخدمتكذار أن خاك باشد جراكه ما مسلمانيم و حب وطن از ايمان است
كتبها ميركرويى في 07:12 صباحاً :: تعليق واحد




























